اخرین مطلب
-
تاریخ: 1393/5/ ساعت: 20:39
این اخرین مطلب سایت هیچوقت این سایت رو حذف نمیکنم همیشه میمونهچ تو خاطره چه تو حقیقتاین سایت راه کمی داشت اینم اخر عمر غریبسخدافس
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 1393/3/2 ساعت: 18:41
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 1393/3/17 ساعت: 21:26
بزار همه بدونن من همه روز های بارانی را جشن میگیرمبزار بدوننک بارون زیباست بارون زیباست ب زیبای قطره اشکای منمیدونی بارون ب چ قیمتی بارید؟میدونی ؟ب قیمت مرگ منب قیمت مرگ ارزو هامب قیمت جدای من از تووقت باریدن بارونه منم خندم میگیرهحالا داره بارون میاد چرا من خندم نمیاد؟چرا کسی کنارم نیستچرا بعضم گرف...
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 1393/3/2 ساعت: 10:49
آدم هـا می آینـدزنـدگی می کننـدمی میـرنـد و می رونـد ...امـا فاجعه ی زندگی تــوآن هـنگـام آغـاز می شـود کـهآدمی می رود امــا نـمی میـرد!مـی مـــانــدو نبـودنـش در بـودن ِ تـوچنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـریدر حالـی کـه زنــده ای ...
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 1393/3/2 ساعت: 10:23
تو این پست مطالبی ک خرابه گذارش بدین.هرکی هم خواست خودشو خالی کنه
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 1393/2/10 ساعت: 15:12
کاغذهای سفید دفترم هرگز برای نوشتن دلتنگی هایم کافی نیست ... دریایی باید برای قلم زدن و آسمانی باید برای نگریستن و ابری برای گریستن .... و شاید رنگین کمانی برای دوست داشتن ! نه ...! دریا هم برای نوشتن کافی نیست بس دلم تنگ است ... !
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 1393/1/31 ساعت: 23:52
چه روزیست امروزامروز احساس خوبی نداشتم مناحساس دوری میکردمگرچه حرفیدیم اما دلم آرام نبودهمش چشمم به ساعت همش چشمم به گوشیمهمش دعا میکردم اول برای توبعدش دعا میکردم برای امروزتا تمام بشه این روز دلگیرامروز با اینکه یکی از روزهای خدا بوددلتنگ بودم خیلی هم زیادشب رو میخواستم تا خود صبح بیدار باشمولی فک...
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 1393/1/28 ساعت: 19:17
مان… دنیای من! تو خیلی وقته که…آرام بخواب فرشته کوچ کرده ی من…دیگر نگران قرصهای نخورده ام… لباس اتو نکشیده ام…. و صورت پف کرده از بی خوابیم نباش…! نگران خیره شدن مردم به اشک های من هم نباش..!بعد از تودیگر مرد نیستم اگر بخندم…اما… تـو آرام بخواب ❤❤ آپم فقط به خاطره بارونی که امشب بارید ... همین ❤❤ هم...
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 1393/1/31 ساعت: 23:58
يه فروردينی نه تکرار ميشه نه تکراری يه قلب پر از احساس، يه ارديبهشتی هيچ وقت نميشه يه خرداد ماهيو دور زد پس سعی نکن تیر ماهی ها مثل تیر تیزن جرات کردی زیر آبی برو مردادیا مردی هستن واسه خودشون اما نامرد هم دارن حواست باشه شهريور شش حرفه ولی شهريوری دوستت داشته باشه خيلی حرفه خونه ای که مهرماهی نداشت...
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 1393/1/31 ساعت: 23:46
دلم که برایت تنگ می شود می گیرد... فریاد می کشد... می تپد... و باز تنگ می شود ... دلم که تنگ می شود دوست دارم یک دل سیر نگاهت کنم... به اندازه یک قهر و آشتی در آغوشت بگیرم و یک عمر بگویم دوستت دارم و بگویی دوستت دارم دلم که تنگ می شود چاره اش فقط تویی... و تو که نیستی دلم می بارد... می سوزد... می سا...
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 1393/1/31 ساعت: 17:19
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 1393/1/30 ساعت: 13:12
روز مادر 1393مادر عزیزم ،وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت را که پر از صداقت و بی ریایی بود احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائی بر چهره خسته ات نشست و دنیایت سبز شدو با گریه ام دلت لرزید و طوفانی گشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت است ...
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 1393/1/28 ساعت: 19:52
وقتی کــه نیستیشکـــــ دارم که بیاییوقتی هم که می آیــــیمطمئن نیستـــــــم که میمانیوقتی هــــم که میروینمیدانم که باز میگردی یا نــه…این دو دلــــــــی هادو راهـــــــی هادوگانگـــــی هامرا خواهد کشت..بیـــــــــــا…و یایک بار برای همیشه نیـــــــــــا…!*****واسه اولین بار یکی میاد تو زندگیتمیگه د...
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 1393/1/28 ساعت: 19:46
دیگـر سكـوت نـمی كنم بگـذار همـه بداننـد مـن تـمام تیر ماهی هـارا جشن می گیـرمتـمام تیر ماه هـای رفتـه و نـیامـدهبگـذار همه بداننـدمن دیـوانه ی تیرمآری تیر زیباسـتـــ بــﮧ زیبایی چشمهای پـُـفـ ڪرده از هق هق هــای شَبــآنـﮧبــﮧ زیبایی بغــض نَفَس گیـر روزانــﮧبــﮧ زیبایی قلبــ تڪـﮧ تڪـﮧ شده از شڪستنه...
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 1393/1/28 ساعت: 19:45
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 1393/1/28 ساعت: 19:44
خدایا ، تکیه گاهم بی خبر رفت! امیدم ، آسمانم ، ماهِ ماهم بی خبر رفت! به وقت بارشِ طوفان سختی ندارم من پناهی ، جان پناهم بی خبر رفت!!! دلم پر است....پر پر... آنقدر که گاهی اضافه اش از چشمانم می چکد
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 1393/1/28 ساعت: 1:1
به سراغ من اگر می آیید پشت هیچستانم. پشت هیچستان جایی است. پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصد هایی است که خبر می آرند از گل واشده ی بوته ی خاک. روی شن ها هم نقش سم اسبان ظریفی است که صبح به سر تپه ی معراج شقایق رفتند. پشت هیچستان چتر خواهش باز است: تا نسیم عطشی در بن برگی بدود زنگ باران به صدا می آید آد...